top of page

اتحاد

  • Writer: Mehdi Farhangian
    Mehdi Farhangian
  • 6 days ago
  • 2 min read

یکی از خصلتهای طبقهٔ متوسط این است که اغلب توان درک رنج طبقات فرودست را ندارد. رنج، تا زمانی برای او قابل فهم می‌شود که بتوان آن را به مفاهیم، زبان و کلیدواژه‌هایی که می‌شناسد مثل آزادی، حقوق مدنی، جامعهٔ مدنی، قانون و دموکراسی گره زد. اگر رنج بیرون از این چارچوب‌های مفهومی رخ دهد، معمولاً دیده نمی‌شود یا جدی گرفته نمی‌شود.


برای مثال، اگر فرد کارتون خوابی به‌دلیل دریافت‌نکردن دستمزدش زیر پلی از گرسنگی جان بدهد، این اتفاق اغلب حتی ارزش یک تیتر خبری را هم پیدا نمی‌کند. اما اگر همان فرد بازداشت شود، چون «بازداشت» را می‌توان به مفاهیمی چون حقوق شهروندی و جامعهٔ مدنی پیوند زد، ناگهان موضوع به مسئله‌ای مهم و قابل طرح تبدیل می‌شود. این مسئله محدود به ایران نیست و پیوندی به سرمایه داری جهانی دارد.


در سوی دیگر، فهم رنج‌ها و دغدغه‌های طبقهٔ متوسط نیز برای فرودستان آسان نیست. فرودستان معمولاً نسبت به طبقهٔ متوسط بدبین‌اند و گاه چنین گمان می‌کنند که این طبقه، آگاهانه یا ناآگاهانه، همدست حاکمان و در برابر آنان ایستاده است. نمونهٔ روشن آن، اعتراض‌های سال ۱۳۸۸ است که در آن، طبقهٔ فقیر عملاً با طبقهٔ متوسط همراه نشد. در آبان ۹۸ نیز در ابتدا این طبقهٔ متوسط بود که با اعتراض‌های طبقهٔ فرودست همراهی نکرد. مسئله زمانی برای طبقهٔ متوسط مهم شد که به موضوع قابل فهم‌تری مثل قطع اینترنت گره خورد. بعدها، ماجرای سرنگونی هواپیمای اوکراینی که به‌شدت برای طبقهٔ متوسط قابل درک و همذات‌پندارانه بود به آبان ۹۸ پیوند خورد و باعث شد آن اعتراض‌ها در حافظهٔ جمعی پررنگ‌تر باقی بماند.


اما اتحاد بین نیروهای مختلف در جنبش زن زندگی آزادی شکل گرفت. مرگ مهسا وضعیت متفاوتی را به وجود آورد. مسئله صرفاً حجاب اجباری نبود و دیگر با مفاهیم انتزاعی‌ای مثل دموکراسی، عدالت، حقوق شهروندی یا جامعهٔ مدنی سروکار نداشتیم. موضوع، ترسِ ملموس و روزمره‌ای بود که همهٔ ما در زندگی‌مان با یک حکومت استبدادیِ دینی تجربه می‌کنیم؛ تبعیضی عینی و تکرار شونده که همه، فارغ از طبقه، آن را لمس می‌کنیم. این بار، رنج قابل ترجمه به زبان همه بود و همین امکان فهم مشترک را فراهم کرد.


امروز ۱۷ دی ماه ۱۴۰۴ است و یازدهمین روز اعتراضات در ایران است. ما باید از این زمینه های مشترکی که به‌سختی به دست آورده‌ایم مراقبت کنیم؛ از این اتحاد محافظت کنیم. اکنون می‌توان پیوستگی درهم‌تنیدهٔ انسان‌هایی را دید که برای یکدیگر، و برای سرنوشتی بهتر، آرزو می‌کنند. امروز نیز حمله به بیمارستان را همه می‌فهمند. این اتفاق آن‌قدر مستقیماً با زندگی انسانی ما گره خورده که می‌تواند اجماع بسازد


همیشه کسانی هستند که آرمان‌خواهان را به میانه‌روی و واقع بینی دعوت می‌کنند؛ دعوتی که اغلب هدفش حفظ وضع موجود است. اما واقع‌بینی دقیقاً در نقطهٔ مقابل این قرار دارد: واقعیت این است که بدون کنشگری فعال، و بدون پیش بردن توان جمعی‌مان تا حد نهایی، دوباره به‌سادگی نادیده گرفته خواهیم شد.

 
 
 

Comments


Get in touch

bottom of page